سلام ، من سیلوانا کوچولو هستم . به وبلاگ خاطرات من خوش اومدید .
سلام به روی ماه همه ی همراهان قدیمی

می دونم که مدتهاست ننوشتم و همتون از من نا امیدین ، ولی تو این روز خوب ، با این هوای دلپذیر بهاری حیفم اومد که هر طور شده یه سری به اینجا نزنم .

تو این دو سالی که تهران بودیم روزهای بالا و پایین زیادی رو سه نفری سپری کردیم ، ولی هر چه بیشتر که دقیق می شم جز شکرگزاری هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نمی رسه .

بهمن و اسفند ماه های شلوغ و پر کاری برای من و فرید بودن ولی با تلاش و کمک همدیگه تونستیم سربلند پشت سر بذاریمش .

بالاخره موفق شدیم خونمونو منتقل کنیم سمت شرکت و بعد از تعطیلات عید کم کم اسباب کشی می کنیم .

سیلوانا هم امسال پیش دبستانی  بود و مهر 94 باید بره کلاس اول ، هنوز به نظرم خیلی کوچولو میاد ولی چاره ای نیست باید بره مدرسه دیگه .

دیروز گفت می خوام براتون یه خاطره تعریف کنم . من و فرید هم بهش گفتیم اره بگو عزیزم .

گفت تو مهد به مربیم گفتم : CAN I SAY SOMTHING IN ENGLISH ?

بعد معلمم گفت : YES

منم گفتم : AN APPLE A DAY , KEEP THE DOCTOR AWAY

 من و فرید کلی از اینکه اینقد قشنگ می تونه جمله های اینگلیسی رو بلغور کنه ذوق کردیم .

این روزها هم برای رفتن به رشت داره لحظه شماری می کنه .

ما امشب می ریم ، هوررررررررررررررررررا

امیدوارم به همتون خوش بگذره دوستای خوبم .

 

سال جدید رو برای همه ی ایرانیا سالی سرشار از سلامت و بهروزی آرزو می کنم .

امیدوارم سال پر برف و بارونی باشه تا دیگه استرس کم آبی نداشته باشیم .

امیدوارم دیگه هیچ مادری شاهد سقط بچه اش به دلیلی پارازیت ها نباشه .

امیدوارم پول نفت کشورمون واقعا بره سر سفره بچه های کار تا دیگه مجبور نباشن سر چهار راه ها منت آقا یا خانوم پورشه سوارو بکشن .

امیدوارم همه ی پدر مادرا سلامت باشن و سایشون بالای سر بچه هاشو ن باشه .

امیدوارم عمر غصه های همه خیلی کوتاه باشه و خیلی سریع جاشو با خوشحالی عوض کنه .

امیدوارم همه ی مردم  قدر نعماتشون رو بدونن و مراقب کره زمینمون باشن .

امیدوارم کلی اتفاق عالی و هیجان انگیز برای همه بیافته .

سال نو مبارک .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۷ اسفند۱۳۹۳ساعت ۱۴ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه ۱۴ مرداد۱۳۹۳ساعت ۱۱ قبل از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۸ اسفند۱۳۹۲ساعت ۱۶ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۲ساعت ۱۲ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ساعت ۱۶ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۷ آذر۱۳۹۲ساعت ۱۵ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۸ شهریور۱۳۹۲ساعت ۱۲ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۳۰ مرداد۱۳۹۲ساعت ۱۲ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۲۶ مرداد۱۳۹۲ساعت ۱۲ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   | 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه ۲۸ اردیبهشت۱۳۹۲ساعت ۱۴ بعد از ظهر  توسط مامان سیلوانا   |